تبليغاتX


خشونت عليه زنان، حكايت تلخي كه تكرارش را پاياني نيست!...

اگر چه در هزاره سوم ميلادي كه قوانين مدني،خشونت عليه زنان را تقبيح مي‌كند و حمايت از آن را مصداق بارز رعايت حقوق بشر مي‌پندارد، اما هنوزدر گوشه، گوشه دنيا خشونت به انواع مختلف در مورد زنان اعمال مي‌شود و قوانين حقوق بشري مدرن نيز در اين مورد ره به جايي نبرده است.

هم اكنون،خشونت عليه زنان در جوامع مختلف، بسته به فرهنگ حاكم، به اشكال مختلف قابل مشاهده است. به نظر مي‌رسد رفتارهايي مانند تحقير،زورگويي،اجبار و... كه در كشورهاي توسعه يافته خشونت،تلقي مي‌شود در كشورهاي سنتي امري طبيعي محسوب مي‌شود.

بر اساس گزارش‌هاي مجامع ذيربط،در كشور ايران بيشترين خشونت عليه زنان،خشونت فيزيكي است.

خشونت فيزيكي،جسمي و جنسي كه مصداق آنها كتك زدن، بيگاري كشيدن و سواستفاده جنسي است عمدتا در خانواده‌ها مشاهده مي‌شود و آزار و اذيت جنسي و ايجاد مزاحمت در اماكن عمومي و محيطهاي كاري نيز مصداقهاي خشونت عليه زنان در اجتماع است.

خشونت فرهنگي و آداب و رسوم خاصي كه در برخي مناطق وجود دارد، نيز از انواع ديگر خشونت عليه زنان است كه هنوز در برخي از جوامع وجود دارد.

محدوديت‌هايي كه براي زنان بيوه در فرهنگ كشورهاي سنتي وجود دارد و فرهنگي كه هنوز در مناطقي از هند ديده مي‌شود كه براساس آن در صورت مرگ مردي، زنش نيز همراه جسد وي سوزانده مي‌شود،مصداق‌هايي از خشونت مبتني بر آداب و رسوم فرهنگي است.

كارشناسان، اضطراب،افسردگي،ترس،كاهش اعتماد به نفس،مشكلات جسمي،انحرافات جنسي،وسواس،اختلال در تغذيه، خواب، خود سرزنشي و اختلال در ايجاد ارتباط با ديگران را از جمله عوارض خشونت عليه زنان در ابعاد مختلف ارزيابي مي‌كنند.

دكتر"حسين ابراهيمي‌مقدم"، يك روانشناس در اين مورد گفت:افسردگي دو ماه و اضطراب يك سال پس از اعمال خشونت در زنان قابل تشخيص است.

خشونت عليه زنان در بسياري موارد به مشكلات فيزيكي نظير شكستگي،آسيب ديدگي اندام‌هاي داخلي، بيماريهاي التهابي، حاملگي ناخواسته، عفونت، آسم و سردرد نيز منجر مي‌شود.

خشونت عليه زنان علاوه بر ايجاد مشكلات فردي، مشكلات اجتماعي بسياري هم به همراه دارد.

يك حقوقدان و وكيل دادگستري گفت: به طور معمول آثار خشونت فيزيكي قابل مشاهده است، اما در مقابل خشونت‌هايي وجود دارد كه آثار مخرب آنها به چشم نمي‌آيد، ولي تحملشان بسيار دشوار است.

"غلامحسين رييسي"، دروغ گفتن، نفقه‌ندادن، به‌خواسته‌هاي زن بي‌توجه بودن، چشم چراني، تعدد زوجات، انتقاد كردن به طور مداوم، جدا كردن زن از فرزند دوستان و فاميل، پرخاش كردن، واداركردن زن به ترك خانه و تهمت زدن را از خشونت‌هاي پنهان برشمرد.

وي گفت: باوجود گستردگي خشونت عليه زنان و تبعات زيان بار ناشي از آن، پنهان نگه‌داشتن اعمال خشونت و پرهيز زنان از واكنش فعال نسبت به آن، يكي از مشخصات خشونت عليه زنان در تمام جوامع است.

اين حقوقدان بر اين باور است كه براساس فرهنگ سنتي مردسالار در ايران، زنان ايراني خوددارند و به سختي مشكلات خانوادگي خود را بيان مي‌كنند.

وي افزود: درنظام فكري مردسالار، اشكالي‌از خشونت مردان در خانواده طبيعي محسوب مي‌شود و به زنان قبولانده مي‌شود كه بايد همه خشونت‌هاي مردانه را تحمل كنند.

براساس آمار سازمان دفاع از قربانيان خشونت،تنها ۳۵درصد از خشونت‌هاي خانگي درايران به پليس گزارش مي‌شود.

در تحقيق سه ماهه‌اي كه اين نهاد غيردولتي انجام داده است، از ۱۸۰مورد شكايت خشونت خانگي، ۱۲۸مورد حاضر به پيگرد قانوني مجرم نشده‌اند.

به اعتقاد كارشناسان، يكي از دلايل برخورد منفعلانه زنان در پيگيري خشونت عليه خويش، برآيند ناخوشايند آن از جمله در دادگاه‌هاي خانواده است.

اين كارشناسان مي‌گويند:حتي هنگامي كه زني با وجود نشانه‌هاي آشكار ضرب و جرح در دادگاه حاضر مي‌شود، معمولا لحن قاضي حالت نصيحت به خود مي‌گيرد و همه تلاش مي‌كنند زن رضايت دهد و از شكايت خود صرف نظر كند.

"حميد مهرعلي"، يك آسيب شناس در اين مورد گفت: در بسياري از فرهنگ ها از جمله فرهنگ كشور ما نه تنها خشونت خانگي تاييد مي‌شود، بلكه پنهان كاري زن از طرف جامعه نيز مورد ستايش قرار مي‌گيرد.

وي افزود: علت ديگر پنهان نگه‌داشتن خشونت خانگي در ايران اين است كه قانوني به نام خشونت خانگي وجود ندارد كه مجازات و نحوه رسيدگي به اين جرم‌ها را تعيين كند.

اين آسيب شناس اجتماعي، آگاه نبودن زنان از حقوق خويش،احساس دلبستگي بيش از حد آنان به دوام خانواده و بويژه فرزندان، كمبود احساس مسووليت نزد مردان و پنهان كردن خشونت از طرف زنان را از دلايل اصلي تداوم خشونت عليه زنان در ايران عنوان كرد.

نگاهي به آمار خشونت عليه زنان در جهان نشان مي‌دهد كه در نقاط مختلف دنيا بين ۱۶تا ۲۵درصد از زنان با خشونت‌هاي جسمي توسط شركاي زندگيشان در رنجند.

بر اساس اين آمارها، دستكم يك زن از هر پنج زن نيز در زندگي خود مورد تجاوز يا در معرض آن قرار گرفته است.

بانك جهاني، در سال ۱۹۹۳اعلام كرد كه تجاوز و خشونت خانگي موجب از دست رفتن پنج درصد از (۲/۵سال) سالهاي زندگي در زنان ۱۵تا ۴۲ساله در دنيا مي‌شود.

اين سازمان همچنين اعلام كرد: ۲۵تا۳۰درصد زنان آمريكايي مورد آزار جسمي شوهران خود قرار مي‌گيرند. براساس اين گزارش، ۱۵تا ۲۵درصد اين زنان حتي در هنگام بارداري نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.

گزارش بانك جهاني حاكيست كه ۴۱درصد زنان هند بر اثر آزار جسمي شوهران خود دست به خودكشي مي‌زنند. ۶۲درصد از مقتولان زن در سال ۱۹۸۷ميلادي در كانادا توسط شوهرانشان كشته شدند.

در آمريكا هر ۱۸دقيقه يك زن مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرد به طوري كه علت مراجعه ۲۲تا ۳۵درصد زنان به بخش‌هاي اورژانس بيمارستان‌هاخشونت خانگي است.

بديهي است، براي داشتن جامعه‌اي سالم و افرادي متعادل در آن نمي‌توان نسبت به روابط خشونت آميز درون خانواده سرپوش نهاد. حقوقدانان بر اين باورند كه افزايش آگاهي زنان سهم بسياري در كاهش خشونت‌هاي خانگي دارد.

رييسي ، وكيل دادگستري معتقد است: از آنجايي كه بيشتر زنان به دليل نداشتن شناخت كافي از حقوق خود، تسلط نداشتن به مهارتهاي‌ارتباطي، مهارت‌هاي حل مساله و مهارت‌هاي زندگي خشونت پذير مي‌شوند،آموزش زنان در اين ابعاد بسيار مهم تلقي مي‌شود.

وي گفت:هم‌اكنون، عمده‌ترين علت خشونت عليه زنان در كشورمان به علت ناآگاهي زنان از حقوقشان است.

البته، روان شناسان مهم‌ترين علت خشونت در كشورمان را نبود آموزش قبل از ازدواج و يادگيري مهارتهاي ارتباطي مي‌دانندبنا بر اين، روانشناسان با اهميت دادن به آموزش معتقدند مردان آزارگر و زنان آزار ديده هر دو به درمان نياز دارند.

دكتر"حسين ابراهيمي‌مقدم"،روانشناس،تغيير الگوهاي قانوني و بسترسازي فرهنگي،را مهم‌ترين راه براي مقابله با خشونت خانگي مي‌داند. با توجه به ديدگاههاي كارشناسي، به نظر مي‌رسد براي دفاع از زنان لازم نيست با مرد برخورد قانوني شود، بلكه بايد زمينه فرهنگي تغيير يابد.

تاسيس مجامع مشورتي و حمايتي براي حمايت از زنان و كودكان به شكل يك نهاد با ساختار مشخص، مداخلات قضايي و انتظامي در موارد همسرآزاري و آگاهي زنان از وجود مراكز حمايت‌كننده نيز از ديگر راهكارهاي جلوگيري از خشونت عليه زنان است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کمیته برگزاری 8 مارس 2007  |